🔵 موفقیتی تاریخی برای یک استودیوی نوپا
Clair Obscur: Expedition 33 از آن بازیهایی است که بدون تبلیغات اغراقآمیز و سر و صدای معمول وارد بازار شد، اما خیلی زود نگاه منتقدان و گیمرهای جدی را به خودش جلب کرد. تجربهای که ابتدا آرام و بیادعا شروع شد، اما کمکم به یکی از بحثبرانگیزترین عناوین سال تبدیل شد و حالا رسانههایی مثل Eurogamer از آن بهعنوان اثری فراتر از انتظار یاد میکنند؛ نه فقط یک بازی خوب، بلکه تجربهای که میتواند در ذهن بازیکن ماندگار شود.
نکته قابلتوجه اینجاست که Expedition 33 حاصل کار یک استودیوی نوپا و تیمی کوچک است؛ موضوعی که موفقیت آن را پررنگتر میکند. موج تحسینها از همان روزهای ابتدایی انتشار آغاز شد و در نهایت در مراسم The Game Awards به اوج رسید؛ جایی که بازی با کسب ۹ جایزه، از جمله مهمترین آن یعنی Game of the Year، به یکی از پرافتخارترین آثار این رویداد تبدیل شد و جایگاهش را بهعنوان یک پدیده واقعی در صنعت گیم تثبیت کرد.
🟢 شخصیتهایی که بازی را زنده میکنند
یکی از بزرگترین نقاط قوت Expedition 33، شخصیتهایش هستند؛ از گوستاو (Gustave) و مائل (Maelle) گرفته تا اسکویی (Esquie). کاراکترهایی که فقط برای جلو بردن داستان ساخته نشدهاند، بلکه واقعاً زنده به نظر میرسند و بازیکن خیلی زود با آنها ارتباط میگیرد. رفتار، حرکات و حتی واکنشهایشان طوری طراحی شده که حس میکنی با آدمهای واقعی طرف هستی، نه صرفاً شخصیتهای یک بازی.
نکته جالب اینجاست که جانبخشی فیزیکی چند شخصیت مهم بازی بر عهده یک نفر بوده: ماکسنس کازورلا (Maxence Cazorla).
🟡 از جنوب فرانسه تا قلب صنعت گیم
مسیر حرفهای کازورلا از جنوبغربی فرانسه شروع شد. او از نوجوانی به هنر علاقه داشت و در ۱۵سالگی، با دیدن فیلم Blood Diamond، تصمیم گرفت مسیر زندگیاش را جدیتر دنبال کند. ساخت فیلمهای کوتاه با اولین دوربین شخصیاش، پایههای ورود او به دنیای حرفهای را شکل داد.
در ابتدا قرار بود کازورلا فقط نقش گوستاو را بازی کند، اما بعد از آن، نقشهای بیشتری به او سپرده شد. خودش میگوید از جایی به بعد، کار واقعاً سخت شد؛ چون باید هر شخصیت را از نظر فیزیکی کاملاً از دیگری جدا میکرد.
نقطه اوج این مسیر، اجرای رنوار (Renoir) در کنار صداپیشگی اندی سرکیس (Andy Serkis) بود؛ پیشنهادی که با وجود فشار زیاد، بدون تردید پذیرفت.
🟢 بازیای که مسیر زندگی را تغییر داد
Clair Obscur: Expedition 33 تا مهر ۱۴۰۴ بیش از ۵ میلیون نسخه فروخت و حتی رئیسجمهور فرانسه از این موفقیت بهعنوان افتخاری ملی یاد کرد. خود کازورلا میگوید تیم سازنده هیچوقت با فکر جایزه یا فروش بالا جلو نرفت؛ تمرکز فقط روی روایت درست داستان بود، و همین صداقت به بازیکن منتقل شد.
🟣 فضاسازی؛ جایی که بازی بدون دیالوگ حرف میزند
Expedition 33 از نظر بصری دنبال نمایش قدرت خام نیست. تمرکز اصلی روی فضاسازی، نورپردازی و حس محیطهاست؛ بهطوری که بعضی لوکیشنها بدون هیچ دیالوگی، حالوهوای داستان را منتقل میکنند.
این رویکرد باعث شده دنیای بازی زنده به نظر برسد، نه صرفاً یک پسزمینه برای مراحل.
🟠 پروژه W؛ معمایی که بازیکن را درگیر میکند
یکی از مرموزترین و در عین حال هوشمندانهترین عناصر داستانی Clair Obscur: Expedition 33 مفهومی است که بازی از آن با نام «پروژه W» یاد میکند. پروژهای که برخلاف بسیاری از بازیها، نه با کاتسینهای طولانی معرفی میشود و نه با توضیح مستقیم روی سر بازیکن آوار میشود.
اطلاعات مربوط به پروژه W بهصورت تدریجی و قطرهچکانی در دل روایت پخش شدهاند؛ از یک دیالوگ کوتاه و مشکوک گرفته تا یادداشتها، طراحی محیط و حتی رفتار برخی شخصیتها. همین روش روایت غیرمستقیم باعث میشود بازیکن مدام درگیر تحلیل و حدسزدن باشد و احساس کند خودش در حال کشف حقیقت است، نه اینکه داستان به زور به او دیکته شود.
نکته مهم اینجاست که ابهام پروژه W کاملاً کنترلشده است. بازی آنقدر اطلاعات میدهد که ذهن درگیر بماند، اما هیچوقت آنقدر توضیح نمیدهد که رمز و راز از بین برود. نتیجه این تصمیم روایی، حفظ ریتم داستان و ایجاد یک حس تعلیق مداوم است که تا بخشهای پایانی بازی همراه بازیکن باقی میماند.
⚫چرا Expedition 33 ارزش توجه دارد؟
Clair Obscur: Expedition 33 فقط یک بازی سال نیست؛ نمونهای روشن از این است که چطور خلاقیت، روایت انسانی و اجرای درست میتواند از دل یک استودیوی کوچک، اثری ماندگار بسازد. داستان ماکسنس کازورلا هم یادآور این واقعیت است که پشت هر موفقیت بزرگ در صنعت گیم، سالها تلاش، صبر و باور واقعی به هنر قرار دارد.
برای مشاهده ی تریلر بازی کلیک کنید.